Elden Ring: Needle Knight Leda and Allies (Enir-Ilim) Boss Fight (SOTE)

منتشر شده: ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ ساعت ۲۰:۳۹:۲۲ (UTC)

این از نظر فنی یک مبارزه با غول نیست، اما یک رویارویی چالش‌برانگیز با چندین NPC است که برای رسیدن به غول اصلی بسته الحاقی Shadow of the Erdtree باید شکست داده شوند، بنابراین تصمیم گرفتم به هر حال آن را در بازی بگنجانم.


این صفحه ماشینی از انگلیسی ترجمه شد تا در دسترس هر چه بیشتر مردم باشد. متأسفانه، ترجمه ماشینی هنوز یک فناوری کامل نشده است، بنابراین ممکن است خطاهایی رخ دهد. در صورت تمایل می توانید نسخه اصلی انگلیسی را در اینجا مشاهده کنید:

Elden Ring: Needle Knight Leda and Allies (Enir-Ilim) Boss Fight (SOTE)

خب، بالاخره روزی رسید که لدا تصمیم گرفت حرف‌های تهدیدآمیزش را عملی کند و واقعاً با من درگیر شود. من. با توجه به هیولاهایی که تا الان به تنهایی نابودشان کرده‌ام، او باید کمی کند باشد که باور کند اوضاع خوب پیش خواهد رفت. اما شاید به همین دلیل است که او گروهی از دوستانش را با خود می‌آورد.

ظاهراً، ماموریت‌هایی که انجام داده‌اید و تصمیماتی که در طول بسته‌ی الحاقی Shadow of the Erdtree گرفته‌اید، بر تعداد و نوع NPCهایی که باید در اینجا بجنگید، تأثیر می‌گذارد.

یک شکایت واقعی من از بازی‌های FromSoft به طور کلی این است که ماموریت‌ها چقدر پیچیده و به راحتی از دست دادنی هستند. لازم نیست که در تمام مراحل دستم را بگیرم، اما یک گزارش ماموریت ساده که در آن بتوانید دوباره آنچه را که کسی گفته است بخوانید یا راهنمایی در مورد اینکه در مرحله بعد کجا بروید، دریافت کنید، می‌تواند کیفیت زندگی را به میزان زیادی بهبود بخشد.

به هر حال، ظاهراً با توجه نکردن کافی، اوضاع را برای خودم کمی سخت کرده‌ام، چون مجبور بودم با تمام گروه NPCهای احتمالی، به جز یکی، بجنگم. آن یکی که غایب است، ردمِین فریا است و دلیل غیبتش ظاهراً این است که فراموش کردم نامه‌ای از سر آنسباخ به او بدهم، بنابراین فکر می‌کنم فهرست ماموریت‌های غایب دو طرفه است. از طرف مثبت، سر آنسباخ را برای کمک به خودم در دسترس داشتم، بنابراین همه ماموریت‌ها را فراموش نکردم. تیولیِر هم می‌توانست در دسترس باشد، اما من خط ماموریت او را تمام نکردم چون متوجه نشده بودم که باید چندین بار با نوشیدن سم بمیرم. مطمئنم حتی اگر می‌دانستم، آن ماموریت را تمام نمی‌کردم.

به هر حال، ظاهراً من به نحوی توانسته بودم بقیه NPCها را آنقدر اذیت کنم که بخواهند با من بجنگند.

اولین کسی که ظاهر شد هورنسِنت بود. من واقعاً فکر می‌کردم که بعد از اینکه قبلاً طرف او را گرفتم و او حتی به من کمک کرد تا مسمر را شکست دهم، رابطه خوبی با او دارم، اما ظاهراً از اینکه بعد از مبارزه با مسمر با او صحبت نکردم، رنجیده خاطر شد. خب، اگر می‌خواست صحبت کند، می‌توانست خودش، دانه برف، حرف بزند. حدس می‌زنم که او به جای آن با شمشیر یاد خواهد گرفت.

کمی بعد، مور ظاهر شد. ایده خوبی است که سعی کنم هورنسِنت را قبل از اینکه مور به جمع ما بپیوندد، سریعاً به زمین متمرکز کنم و تقریباً موفق شدم، اما نه کاملاً. با این حال، قبل از اینکه دشمنان بیشتری ظاهر شوند، موفق شدم او را بکشم. همچنین فکر می‌کردم بعد از خرید کلی از وسایل مور و گفتن اینکه برای رون‌های شکسته گریه نکند، رابطه خوبی با او دارم، اما ظاهراً او هم مثل یک دانه برف است که آزرده خاطر شده است. خوشبختانه شمشیرهای من درس‌های زیادی برای آموختن دارند.

سومین نفری که ظاهر شد، درایلیف دین بود. حالا می‌توانم بفهمم که چرا باید حساب پس بدهد، چون دفعه‌ی قبل که او را دیدم، پشتش را که پوشیده بود حسابی حسابی خالی کردم. البته او از من دعوت کرد، اما حدس می‌زنم که او یک بازنده‌ی تمام‌عیار است. خب، این دفعه که کارم با او تمام شود، خیلی ناراحت خواهد شد. تا جایی که من می‌دانم، هیچ راهی برای جلوگیری از دشمن شدن درایلیف دین در این رویارویی وجود ندارد.

و بعد خودِ لدا بود که آخرین نفر ظاهر شد، مشخصاً امیدوار بود که متحدانش کار را تمام کرده باشند تا مجبور به این کار نشود. ظاهراً لدا می‌خواست بجنگد چون من را تهدیدی برای صعود میکوئلا می‌دانست، اما از آنجایی که من قبلاً از تبدیل شدن به ارباب الدن صرف نظر کرده بودم تا هزار سال با رانی خوش بگذرانم، فکر می‌کنم او فقط پارانوئید است. خوشبختانه، مرگ پارانویا را درمان می‌کند، بنابراین در نهایت توانستم به او کمک کنم. می‌دانم، من زیادی مهربان هستم. می‌دانم.

و حالا به جزئیات خسته‌کننده‌ی همیشگی در مورد شخصیتم می‌رسیم. من بیشتر به عنوان یک شخصیت با مهارت بالا بازی می‌کنم. سلاح‌های سرد من Rivers of Blood و Uchigatana با قدرت Keen هستند. وقتی این ویدیو ضبط شد، سطح من ۲۲۳ و Scadutree Blessing 19 بود که فکر می‌کنم برای این غول منطقی است. من همیشه دنبال نقطه‌ی ایده‌آلی هستم که نه حالت آسانِ خسته‌کننده‌ای باشد و نه آنقدر سخت که ساعت‌ها درگیر همان غول شوم ;-)

اگر این ویدیو را دوست داشتید، لطفاً با لایک کردن و دنبال کردن کانال YouTube، خودتان را کاملاً عالی جلوه دهید :-)

فن آرت الهام گرفته از این مبارزه با غول

فن‌آرتی به سبک انیمه که زره‌ی تیغ سیاهِ لکه‌دار را در مقابل لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین در انیر-ایلیم، درست قبل از شروع نبرد، نشان می‌دهد.
فن‌آرتی به سبک انیمه که زره‌ی تیغ سیاهِ لکه‌دار را در مقابل لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین در انیر-ایلیم، درست قبل از شروع نبرد، نشان می‌دهد.
برای اطلاعات بیشتر و وضوح بالاتر، روی تصویر کلیک یا لمس کنید.

صحنه‌ای عریض به سبک انیمه که زره «تیغه سیاه» را در مقابل لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین، در میان ویرانه‌های طلایی انیر-ایلیم، قبل از نبرد نشان می‌دهد.
صحنه‌ای عریض به سبک انیمه که زره «تیغه سیاه» را در مقابل لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین، در میان ویرانه‌های طلایی انیر-ایلیم، قبل از نبرد نشان می‌دهد.
برای اطلاعات بیشتر و وضوح بالاتر، روی تصویر کلیک یا لمس کنید.

صحنه‌ای عریض به سبک انیمه از تارنیشد که شمشیری در دست دارد و در میان ویرانه‌های طلایی انیر-ایلیم، پیش از نبرد، با لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین روبرو می‌شود.
صحنه‌ای عریض به سبک انیمه از تارنیشد که شمشیری در دست دارد و در میان ویرانه‌های طلایی انیر-ایلیم، پیش از نبرد، با لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین روبرو می‌شود.
برای اطلاعات بیشتر و وضوح بالاتر، روی تصویر کلیک یا لمس کنید.

صحنه‌ای نیمه‌واقع‌گرایانه و فانتزی تاریک از تارنیشِد با شمشیری رو به لدا، هورنسِنت، مور و درایلیف دین در ویرانه‌های انیر-ایلیم، پیش از نبرد.
صحنه‌ای نیمه‌واقع‌گرایانه و فانتزی تاریک از تارنیشِد با شمشیری رو به لدا، هورنسِنت، مور و درایلیف دین در ویرانه‌های انیر-ایلیم، پیش از نبرد.
برای اطلاعات بیشتر و وضوح بالاتر، روی تصویر کلیک یا لمس کنید.

صحنه‌ای ایزومتریک و تاریک از فانتزی که لکه‌دار را با شمشیری در دست در حال رویارویی با چهار دشمن بزرگتر - لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین - در ویرانه‌های انیر-ایلیم نشان می‌دهد.
صحنه‌ای ایزومتریک و تاریک از فانتزی که لکه‌دار را با شمشیری در دست در حال رویارویی با چهار دشمن بزرگتر - لدا، هورنسنت، مور و درایلیف دین - در ویرانه‌های انیر-ایلیم نشان می‌دهد.
برای اطلاعات بیشتر و وضوح بالاتر، روی تصویر کلیک یا لمس کنید.

مطالعه بیشتر

اگر از این پست لذت بردید، ممکن است این پیشنهادات را نیز بپسندید:


در Bluesky به اشتراک بگذاریددر فیسبوک به اشتراک بگذاریددر لینکدین به اشتراک بگذاریددر Tumblr به اشتراک بگذاریددر X به اشتراک بگذاریدپین در پینترستدر Reddit به اشتراک بگذارید

میکل کریستنسن

درباره نویسنده

میکل کریستنسن
مایکل خالق و صاحب miklix.com است. او بیش از 20 سال تجربه به عنوان یک برنامه نویس حرفه ای کامپیوتر / توسعه دهنده نرم افزار دارد و در حال حاضر به طور تمام وقت برای یک شرکت بزرگ فناوری اطلاعات اروپایی مشغول به کار است. هنگامی که وبلاگ نویسی نمی کند، اوقات فراغت خود را صرف مجموعه وسیعی از علایق، سرگرمی ها و فعالیت ها می کند، که ممکن است تا حدی در موضوعات مختلف پوشش داده شده در این وب سایت منعکس شود.